|
بعد از پشت سر گذاشتن چندین حادثه تلخ، شرکت در محفل مولانا خیلی برام خوب بود ، مثل آبی بود که رو آتیش ریخته بودند.آخر محفل هم یه فال گرفتم که مولانا با زیبایی هر چه تمامتر با این شعر جوابم رو داد: گر بی دل و بی دستم وزعشق تو پا بستم بس بند که بشکستم، آهسته ، که سرمستم در مجلس حیرانی جانی ست مرا جانی زان شد که تو می دانی، آهسته ،که سرمستم پیش آی دمی جانم! زین بیش مرنجانم ای دلبر خندانم، آهسته ، که سرمستم ساقی می جانان! بگذر ز گرانجانان دزدیده زرهبانان، آهسته ، که سرمستم ای می، تبرم از تو، من باده ترم از تو پرجوشترم از تو، آهسته ،که سرمستم از باده فروشانم وز خرقه فروشانم از یار چه پوشانم، آهسته ،که سرمستم
وقتی دل آدم واسه کسی تنگ می شه که توی این دنیا هیچ آدرسی نداره
هیچ شماره تلفنی هم نداره که بهش زنگ بزنه چیکار باید بکنه؟... برای دیدن عزیزی که توی این دنیا نیست به کجا باید سر زد؟ برای دیدنش از کی باید وقت ملاقات گرفت؟ چند سال باید صبر کرد؟؟؟؟ ............... عمو جون خیلی دلم برات تنگ شده....
قریب به یک هفته است که از اعلام نتایج انتخابات می گذرد. در این یک هفته تمام امکانات صدا و سیما، سایتهای اینترنتی و مطبوعات طرفدار دولت، 24 ساعته به دنبال اثبات حقانیت خود و متهم کردن مستقیم و غیر مستقیم نامزد ریاست جمهوری آقای مهندس میر حسین موسوی بوده اند. تمام اخبار، تحلیلها و حتی سخنرانی آقای دکتر احمدی نژاد- در جشن پیروزی پس از انتخابات در میدان ولی عصر- این شبهه را در اذهان مردم قویتر می کند که پس طرف مقابل چرا فرصتی برای ابراز انتقادات و اعتراضاتش ندارد؟ اگر حقیقت باید پشت درهای بسته و فقط در حضور ماموران قانون بررسی شود و سپس نتایج آن به آگاهی مردم برسد، چرا طرفداران دولت فعلی کاملاُ آزادانه نظرات خود را به مردم اعلام می کنند ولی سهم طرفداران آقای موسوی چیزی جز تصاویر کوتاه و گنگ، اخبار ناقص و تازه آن هم همراه تحلیل های تبعیض آمیز و آمیخته به شبهاتی نظیر آشوب طلبی و اغتشاش زایی نیست؟ لطفا به شعور مردم ایران احترام یگذارید و به آنها فرصت دهید تا خودشان حق را انتخاب کنند. سوال اساسی این است که اگر شعور ملت ایران بهترین قاضی برای تحلیل اتفاقات پس از انتخابات است پس چرا از آقای موسوی حتی فرصت یک ساعته گفتگوی پس از خبر هم دریغ می شود؟ چشمان همه دیروز در امیر آباد تهران شاهد بود که چطور یک کودک 10 ساله را با گاز اشک آور کشتند. چشمان ما دید که چگونه مردم را به حد کشت کتک میزدند چرا ؟ آیا اینجا ایران است ؟؟ بیایید و ببینید در تهران چه میگذرد آیا چند میلیون انسان که همه از مردم هستند ارازل و اوباش می باشند ؟؟ شما همه را دستگیر کرده اید . دانشجویان , فعالان سیاسی , هر کسی که حرف حق بزند همه را دستگیر می کنید !! آیا همه دستگیر شدگان ارازل هستند . دوباره می گویم آیا همه دستگیر شدگان ارازل هستند ؟؟؟ چرا سیستمهای ارتباطی را قطع کرده اید ؟؟ موبایل ,SMS , یاهو مسنجر اینترنت , پارازیت و ... آیا صحنه های کتک زدن مردم عادی دروغ است ؟ آیا کشته شدن و دستگیری در کوی دانشگاه دروغ است ؟ آیا کشتن مردم که فرقی نمی کند که باشد زن , مرد , کودک, پیر ... دروغ است ؟ آیا می توان به چشمان خود گفت آن چیزی که میبینی دروغ است میتوان ؟؟؟؟ ما مخالف نظام و اسلام نیستیم . ما از خود شما هستیم , ما همه مسلمانیم , ایرانی هستیم. ما خواهان آزادی در مقابل ابراز اعتراض خود هستیم . حرف ما چیز دیگریست . به حرفهای ما گوش کنید. ما تا کی باید ساکت بنشینیم و نتوانیم اعتراض کنیم ؟ چرا اعتراض ما را به اسلام و خدا نسبت می دهند ؟ کسی با اسلام مخالف نیست کسی با نظام مخالف نیست این را همه میدانند . چرا انتقاد از نوع عملکرد نظام را نوعی مخالفت با نظام و اسلام می دانید ؟ یعنی ما نمی توانیم از حکومت خود انتقاد کنیم ؟ چرا ما نمی توانیم بگوییم رای ما چه شد ؟ چرا ما نمی توانیم بگوییم چرا مردم را می کشید ؟ چرا هرکسی که حرف حق می گوید یا دستگیر می کنید یا می کشید ؟ و هزاران چرای بی جواب دیگر .... کی اسلام گفته بخاطر قدرت کشتار راه بیاندازید ؟؟ این ظلم است ظلم . دوباره اعلام می کنیم چرا انتقاد از نوع عملکرد نظام را نوعی مخالفت با نظام و اسلام می دانید ؟ چرا همه چیز باید به پای اسلام تمام شود . امام حسین برای چه قیام کرد و کشته شد ؟؟؟ اسلام دین صلح است دین دوستی برادری نه برادر کشی
زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: "زیبایی زنان ایرانی چنان خیرهکننده است که هوش از سر بیننده میرباید" ولی امروز چه چیز در ایران زیبا به شمار میرود؟ زیبا، هر آن چیزی ست که کانالهای ماهوارهای نشان میدهند. زیبا، هر آن چیزی ست که در فیلمهای هالیوود نشان داده میشود. امروز زنان ایرانی باور خود را به بیهمتا بودن خویش از دست دادهاند جنون زیبایی زیر روسری غوغا میكند. زنان ایرانی برای برنزه شدن تا مرز بیهوشی زیر آفتاب جزغاله میشوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سركه مینوشند. دختران روپوش مدرسه میپوشند و حق ندارند آرایش كنند و حتی به ناخنهایشان لاك بزنند، یا موهایشان را رنگ كنند و یا حتی ابروهایشان را بردارند. همه اینها را اما آنها پس از دوران مدرسه جبران میكنند و چندان احتیاط و حساسیتی هم در این راه به خرج نمیدهند. اگرچه تصور زنان ایرانی از زیبایی با تصوری كه مأموران امر به معروف و نهی از منكر از اخلاق دارند، هماهنگی ندارد، ولی حكومت از این نوع فرهنگ پرورش اندام حمایت میكند: در بسیاری از پاركها دستگاههای پرورش اندام قرار داده شده است و مربی مخصوص زنان وجود دارد كه روزی یك ساعت آن هم رایگان به آنها تمرین میدهد. زنان ناجی غریق از مد برنزه بسیار نگران هستند چرا كه زنان ساعتها زیر نور خورشید دراز میكشند، بدون آنكه چیزی بخورند. این كار اغلب به اختلال در گردش خون منجر میشود. ناجیان غریق در محلهای شنا همیشه از بلندگو اعلام میكنند كه بانوان باید دست كم یك بار در ساعت دوش آب سرد بگیرند و به اندازه كافی مایعات بنوشند. آنها میخواهند با این هشدار مجبور نشوند هر روز چند بار آمبولانس صدا بزنند. چند وقت پیش، جنون برنزه شدن تا آنجا پیش رفت كه خانمها پس از كلی شنا كردن زیر آفتاب، یك ساعت تمام هم روی نیمكت دراز كشیدند تاحمام آفتاب بگیرند. البته چند نفر از آنها متأسفانه به شدت دچار آفتابسوختگی شدند و حتی گفته میشود چند نفر هم جان خود را از دست دادند. هر زن ایرانی دوستی را میشناسد، یا دوست دوستش را، و یا دوستِ دوستِ دوستش را، كه بدنش این اندازه از آفتاب و گرما را نمیتوانست تحمل كند. چندی پیش دولت دستور داد تمام این نیمكتها را، البته به دلایل بهداشتی، جمع كنند. اغلب بانوان موهای خود را مطابق الگوی غربی طلایی میكنند كه متأسفانه با تركیب رنگ موی زنان ایرانی، نه بلوند بلكه زرد میشود. از آنجا كه خانمها فقط میتوانند چتری و جلوزلفی خود را از زیر روسری به نمایش بگذارند، آن را با اسپری فراوان پوش میدهند و بالا میبرند.
-شاید آن هایی که در آن شب تلخ نوروزی عقده های سال ها شکست از عربستان را بر «علی دایی» فریاد می کردند و با «حیا کن.... رها» و پرتاب هرچه به دستشان می آمد بدرقه ی جانانه ای با سرمربی تیم ملی ایران داشتند هرگز گمان نمی کردند بعد از گذشت ده روز از آن شکست تلخ «محمد مایلی کهن» عنوان وسوسه برانگیز سرمربی تیم ملی را بر عهده بگیرد. بارها در پیشامدهای تاریخی گفته اند ایرانیان نمی دانند چه می خواهند. تنها چیزی که می دانند این است که چه نمی خواهند. این است که دست به تخریبمان حرف ندارد. این است که همیشه در صحنه ایم. برای نابود کردن، هو کردن. بی که لحظه ای به نتیجه اندیشیده باشیم . حتا باید در این قضاوت تاریخی تردید کرد که «ایرانیان می دانند چه نمی خواهند .....». آیا می دانیم؟ نه به طور خاص. آیا کلا می دانیم؟ که دانستن و دانش و دانایی همه از دریافت و آنالیز در مغز می آید. آنچه در استادیوم ها می کنیم جز غریزه ی کور چیزی نیست. خشمی است که از نفرت می آید. خشمی که در کنترلش ناتوانیم. کنترل خشم جزو شاخصه های مهم سلامت روان است. خشم کنترل نشده جز تخریب چیزی به بار نمی آورد. ۲-کنترل خشم برای من تماشاگر شاید نشانگر مجموعه ای از پس زمینه های فردی، خانوادگی و اجتماعی باشد. شاید اگر من به عنوان یک شهروند، یک انسان، یک تماشاچی در کنترل خشم خویش ناتوان باشم نقطه ضعف شخصی ام باشد. اگر اجتماع عظیم استادیوم رو (نه همه) نفرت تلنبار شده از تحقیر را در جایی جز فوتبال نمی توانند تخلیه کنند، اجتماع مشکل دار است. بدا به حال چنین اجتماعی. اما وقتی مسوولان فوتبال مملکت برای در امان ماندن از شعله های چنان خشمی خود بر چنین موجی سوار می شوند و در حالی سرمربی تیم ملی را برکنار می کنند که هیچ تصوری از آینده ی نیمکت تیم ندارند ماجرا به سادگی قبلی ها قضاوت نمی شود. ۳- فدراسیون فوتبال در این میان یا تصمیم گیر است که باید پاسخگوی تمام مراحل مردود قبلی، از انتخاب دایی تا انتخاب مایلی کهن باشد. یا حکم چرخ پنجم درشکه را دارد که به دلیل بی کفایتی باید پاسخگوی باقی ماندن در مسندی که حکم چاقوی بدون دسته را دارد باشد. اگر آنچنان که گمان می رود نقش رییس فدراسیون در تصمیمات مهم فوتبال کمرنگ باشد می توان به گزاره های زیر نوع دیگری نگاه کرد. ۴-گفته می شود دایی پاسخگویی را منوط به پایان انتخابات ریاست جمهوری کرده. محمد مایلی کهن شاخص ترین چهره ی ورزشی حامی رییس جمهور در انتخابات ریاست جمهوری بود. مسابقه ی احتمالن آسان فوتبال ایران و امارات در تهران که احتمالن نقش حیاتی در صعود یا عدم صعود تیم ملی بازی خواهد کرد تنها دو روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری در تهران برگزار خواهد شد. موضعگیری یک سرمربی موفق در فضای شور و نشاط احتمالی ناشی از پیروزی تیم ملی در آخرین روز قانونی تبلیغات می تواند بر بخش هایی از مردم تاثیرگذار باشد. در صورتی که کار تیم ملی به بازی آخر کشیده شود و انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم، دیدار ایران و کره جنوبی بار دیگر دو روز پیش از انتخابات دور دوم ریاست جمهوری خواهد بود. ۵-وقتی تماشاگران فوتبال بر اساس عقلانیت فریاد نمی زنند. وقتی اسیر احساسات و خشم می شوند. وقتی دم دست ترین قربانی با یاری مردم، سپر بلای تصمیم گیران بالاتر می شود. بهترین فرصت برای سوءاستفاده از احساسات فراهم می شود. فرصتی که زیانش متوجه همان مردمی می شود که آتش بیار معرکه ی «حیا کن ... رها کن» بوده اند و تصوری از فردای حیا کردن و رها کردن نداشته اند. کسی بود که می گفت «وقایع تاریخی دو بار تکرار می شود. بار اول به شکل تراژدی و بار دوم به صورت کمدی» نمی دانم چرا این تراژدی ها برای ما مکرر در مکرر می آیند بی آن که ذره ای از تلخی و فاجعه بار بودنشان کم شود. پ ن : نقل از رضا گلستانی سایت گل
از هین جا اعلام می کنم باخووندن این پست فحش نثار بنده نکنید و زیر لب غر نزنید که ببین آخر سالی به جای نوشتن از گل و بلبل حرف میت و مردن و از این حرفا میزنه!!!بابا جان مگه شیش ماهه به دنیا اومدید تا آخر بخونید بعد خودتون قضاوت کنید...
اموات ،از سال آينده در اصفهان مكانيزه مي شود، کیهان شست و شوی اصفهان- خبرنگار كيهان: یک اتفاق مرده شویی در اصفهان
- بفرمایید! - - چند سالش بودس؟ - - مهندس هم باید از تهران بیاد؟ - - دستگاه شما خرابه ما باهاس اضافه چارج بدیم؟ - - مسخره نیست. جوکس. تازه میخواستم با بابا بزرگتون یک جمله هم بسازم.
اینکه میگویند ما ایرانیها حافظه تاریخی نداریم حقیقتی ست ها !!! این روزها فقط کاپشن رییس جمهور توی ذهنمان برق می زند ! و معطلیم که ببینیم آیا خاتمی می آید یا نه؟! از هشت سال پیش هم فقط هجده تیر یادمان است و نهایتا قتلهای زنجیره ای و ترور حجاریان و اینکه حرفهای اکبر گنجی چقدر می چسبید؟! کسی یادش هست که اولین موج سانسور اینترنت در ایران با دستور شورایی راه افتاد که رییس اش خاتمی بود؟! کسی یادش هست که وحشتناک ترین جهش قیمت مسکن بعد از جنگ در دورهی زمامداری خاتمی رخ داد؟! كسی یادش هست كه آغاز تبلیغات قومگرایانه و نیرو گرفتن پان تركها و پان عربها در زمان ریاست جمهوری ایشان بود؟! كسی یادش هست سكوت خاتمی را در قبال فاجعهی 18 تیر و تخلفات انتخاباتی ؟! كسی این جمله خاتمی را یادش هست : "در ایران زندانی سیاسی نداریم" ؟! خاتمی وهاشمی و احمدی نژاد و ... چه فرقی دارند وقتی ما خودمان مردمان آگاه و درستی نیستیم ؟ پیشنهاد می کنم ملت قبل از اینکه در پی یک زمامدار رویایی باشد با صبر و حوصله این موارد را تجربه کنند: اول : ایرانی ها لطفا روزی یک بار(یا دست كم یك روز در میان) حمام بروند دوم : ایرانی ها قبل از پرتاب فحش به بیرون ، سکوت کنند و تا بیست بشمرند سوم : هر خانوادهی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند ... حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی پنجم : رانندگان به جای فاصله بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به پنل داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و از سرعت پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این كسی كه می خواهیم کلاهش را برداریم و شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است هفتم : ایرانی ها شبها با هر که دوست دارند، خانوادگی بیایند بیرون ازخانه هایشان .. حتی برای پنج دقیقه نشستن در یک فضای سبز هشتم : به جای دوازده النگو خریدن و در دست انداختن ، یک دستگاه دی وی دی پلیر بخرند و شبها یک فیلم ببینند و اخبار جهانی را از آمریکا گرفته تا ایران نگاه نکنند ... نهم : مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها ، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند و عشق و رابطه و آشنایی ، بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای ... نیست یازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد سکوت کنند دوازدهم : ایرانیها به جای تمسخر شکل ظاهری سیاستمداران ، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست آیا رعایت کردن این مواردخیلی سخت است؟؟!!
Obama’s Family Moving To Washington……. :D
اگه میخوای ارزش ده سال رو بفهمی ...از زوجی که تازه از هم جدا شده اند بپرس اگه میخوای ارزش چهار سال رو بفهمی ...از یه فارغ التحصیل بپرس اگه میخوای ارزش یک سال رو بفهمی ....از یه محصل که در امنحان آخر سال مردود شده بپرس اگه میخوای ارزش 9 ماه رو بفهمی ....از یه مادر که تازه نوزادش رو به دنیا اورده بپرس اگه میخوای ارزش یک ماه رو بفهمی ...از یه مادر که نوزاد نارسی رو به دنیا آورده بپرس اگه میخوای ارزش یک ساعت رو بفهمی ...از عاشقانی که چشم انتظار ملاقات همدیگر هستند بپرس اگه میخوای ارزش یک دقیقه رو بفهمی ....از کسی که از قطار یا هواپیماش جا مونده بپرس اگه میخوای ارزش یک ثانیه رو بفهمی ...از کسی که از یک حادثه ناگهانی جان سالم به در برده بپرس اگه میخوای ارزش یک هزارم ثانیه رو بفهمی .....از کسی که مدال نقره المپیک رو برده بپرس وقتی ارزش یه دوست رو میفهمی که از دستش بدی زمان برای هیچکس صبر نمیکنه وهر لحظه از عمر مانند یک گنج گرانبهاست و وقتی ارزشمندتر میشه که بتونی اونو باکسایی که برات مهمند سپری کنی
|
About
مینا هستم.نوشتن رو دوست دارم
Home
|